خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





مادر

    سلام

    امروز روز مادره

    و به افتخار همه مادرا

    این شعرو حتما بخونید خیلی قشنگه

    آسمان را گفتم :

     

    می توانی آیا

     

    بهر یک لحظه ی خیلی کوتاه

     

    روح مادر گردی ؟

     

    صاحب رفعت دیگر گردی ؟

     

    گفت نی نی هرگز !!!

     

    من برای این کار

     

    کهکشان کم دارم

     

    نوریان کم دارم

     

    مه و خورشید به پهنای زمان کم دارم !

     

      روی کردم با بحر :

     

    گفتم او را آیا

     

    می شود این که به یک لحظه ی خیلی کوتاه

     

    پای تا سر ، همه مادر گردی ؟

     

    عشق را موج شوی

     

    مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی ؟

     

    گفت نی نی هرگز !

     

    من برای این کار

     

    بیکران بودن را

     

    بیکران کم دارم

     

    ناقص و محدودم

     

    بهر این کار بزرگ

     

    قطره ای بیش نیم

     

    طاقت و تاب و توان کم دارم !

     

     صبحدم را گفتم :

     

    می توانی آیا

     

    لب مادر گردی

     

    عسل و قند بریزد از تو ؟

     

    لحظه ی حرف زدن

     

    جان شوی عشق شوی مهر شوی زر گردی ؟

     

    گفت نی نی هرگز !

     

    گل لبخند که روید ز لبان مادر

     

    به بهار دگری نتوان یافت !

     

    در بهشت دگری نتوان جست !

     

    من از آن آب حیات

     

    من از آن لذت جان

     

    که بود خنده ی او چشمه ی آن

     

    من از آن محرومم

     

    خنده ی من خالیست

     

    زان سپیده که دمد از افق خنده ی او

     

    خنده ی او روح است

     

    خنده ی او جان است

     

    جان روزم من اگر ، لذت جان کم دارم

     

    روح نورم من اگر ، روح و روان کم دارم

     

    کردم از علم سوال

     

    می توانی آیا

     

    معنی مادر را

     

    بهر من شرح دهی ؟

     

    گفت نی نی هرگز

     

    من برای این کار

     

    منطق و فلسفه و عقل و زبان کم دارم !

     

    قدرت شرح و بیان کم دارم !

     

     در پی عشق شدم

     

    تا در آیینه ی او چهره ی مادر بینم

     

    دیدم او مادر بود

     

    دیدم او در دل عطر

     

    دیدم او در تن گل

     

    دیدم او در دم جان پرور مشکین نسیم

     

    دیدم او در پرش نبض سحر

     

    دیدم او در تپش قلب چمن

     

    دیدم او لحظه ی روییدن باغ

     

    از دل سبزترین فصل بهار

     

    لحظه ی پر زدن پروانه

     

    در چمنزار دل انگیزترین زیبایی

     

    بلکه او درهمه ی زیبایی

     

    بلکه او درهمه ی عالم خوبی ، همه ی رعنایی

     

               همه جا پیدا بود...

     

                                 همه جا پیدا بود....

    روزت مبارک مامان جونم


    این مطلب تا کنون 11 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : مادر ,گردی ,خنده ,لحظه ,گفتم ,توانی ,مادر گردی ,دگری نتوان ,خیلی کوتاه ,
    مادر

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده